هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
77
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
مسلمانان در بناى مسجد شركت جست تا اينكه بالاخره كار ساختمان مسجد پايان گرفت و پس از آن خانهء سادهاش را كه از چند اتاق تشكيل مىشد و برخى با سنگ و برخى ديگر با شاخههاى نخل و گل ساخته شده بود ، به پايان رساند ؛ در مورد ارتفاع سقف اين اتاقها ، امام حسن ( ع ) نوادهء پيامبر توصيفى از آنها دارد كه مىگويد : وقتى وارد اتاقهاى منزل پيامبر مىشدم با وجودى كه كودكى بيش نبودم دستم به راحتى به سقف مىرسيد ؛ وسايلى كه پيامبر براى منزلش فراهم آورد نيز در كمال سادگى بود ، او بنا به برخى روايات براى خود تختى از چوب كه با ليف ( خرما ) بهم بسته شده بود ، تهيه كرد . فاطمهء زهرا دختر پيامبر ( ص ) ، از مكه به مدينه هجرت كرد تا در اين منزل ساده وارد شود و شاهد آن باشد كه انصار ( مدينه ) چگونه با دل و جان ، او و همراهان مهاجرش را پذيرا شدهاند . آنها با آن گروه از برادران اوس و خزرجى خويش كه اسلام آورده بودند ، استقرار يافتند و باتفاق پيامبر ، به دعوت اسلام و برنامهريزى فردايى بهتر پرداختند ، پيامبر ميان مهاجرين از يك سو و مسلمانان مدينه ( انصار ) از سوى ديگر پيوند برادرى خواند تا احساس بيگانگى را از ايشان بزدايد و با اين برادرى كه ايمان به خداوند يكتا شالودهء آن بود ، آنان را به يكديگر نزديك ساخت ؛ و على را براى خود گذارده و در برابر گروهى از مهاجرين و انصار همچنانكه دست او را گرفته بود فرمود : ( و اين برادر و وصى و جانشين من است ) . و مدت زمانى بر اين برادرخواندگى نگذشته بود كه على ، داماد پيامبر ( ص ) و همسر محبوبترين دخترانش به او و آنكه از همه بيشتر در جان و دلش جاى داشت ، گرديد . بنا به بيشتر روايات ، فاطمهء زهرا به هنگام ازدواج با على ( ع ) حدود پانزده سال و بنا به روايتهاى ديگرى حدود هيجده سال داشت ، روايتهاى ديگرى نيز وارد شده است . گروهى از خاورشناسانى كه نسبت به اسلام كينهء ديرين به دل دارند و از خاورشناسى وسيلهاى براى ضربه به اسلام و مسلمانان و تبليغ مسيحيت و صهيونيسم بهرهبردارى مىكنند و در رأس آنها خاورشناس « لامنس » ، از وجود برخى روايتهاى مشكوكى كه لابلاى روايتهاى درست جاى داده شدهاند سوء استفاده كردهاند تا به كينه و نفرت و ايجاد شك و ترديد دربارهء خاندان پاك پيامبر ( ص ) ، دامن زنند ؛ « لامنس » در كتاب خود راجع به فاطمهء زهرا ، همچون كينتوزى حقير و زبون و سراپا نفرت و خشم ، سخن رانده و